خرید بک لینک

درباره سایت

 ما سه دوست+1

امکانات وب

اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره گذر زمان هستید، ادامه این مطلب را مطالعه کنید.

اون روزی که اینجا رو درست کردیم یه ترمک کوچولو بودیم.

الان که برمیگردم به عقب میبینم چقد راه اومدیم... چقد نفس نفس زدیم.. چقد تنها موندیم... چقد کنار هم بودیم تا یکم حالمون بهتر بشه...

۱۵ سال گذشته...

الان فاطمه یه پزشکه تو شهرش ... سوسن داره با ازمون بورد سر شاخ میشه... منم که متخصص طرحی هستم و یه جورایی معلم شدم.. و دیگه نیلوفری هم نیست...

در زمان حاضر که نگاه میکنم به عقب می بینم چقدرررررر راه اومدیم

خوشحالم هنوز دارمتون بچه ها ... شما همون یادگاری روزهای غربت و تنهایی بودین...

و الان که اینا رو مینویسم یه موجود کوچولو مدام داره درونم وول میخوره و ابراز وجود میکنه براتون ... میگه منم هستم ... خاله ها منتظرم باشین زودی میام...

برچسب: نویسنده: آریا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 20:40

صفحه بندی